نگاهی تأملی به مسأله ی حقیقت در نظام فلسفی هوسرل

نویسندگان

دانشگاه یاسوج

چکیده

مسأله ی حقیقت ریشه در تاریخ اندیشه ی بشر دارد. تلاش اندیشه ی آدمی برای شناسایی و نیل به حقیقت در فلسفه ی سنتی غرب راه به جوهر می برد. فلسفه ی سنّتی غرب، همواره، به دنبال یافتن جوهر یا جواهر حقیقی بوده است. هوسرل از دکارت ، کانت و برنتانو بیش از همه تأثیر پذیرفته است. به عقیده ی هوسرل، دکارت تنها فیلسوفی بود که توانست با روش شک خویش یگانه حوزه ای را که به راستی مخصوص فلسفه است و بنیان حقیقی آن را تشکیل می دهد، مطرح سازد. اساسی ترین مقوله ای که هوسرل از دکارت به ارث برده است ، همانا استوار ساختن علم بر پایه ی بداهتی است که در تجربه ی شهود فاعل شناسایی برای ذهن و عین ظاهر می شود. کانت شناخت نومن را برای بشر ناممکن دانسته و مدعی بود که ما می توانیم صرفاً درباره ی فنومن چیزی بدانیم. هوسرل وارث فلسفه ی کانت نیز بود. او همچون کانت در پی یافتن ویژگیها و تأثیرات فاعل شناسائی بر متعلق شناسائی بود. هوسرل این پرسش اساسی دکارتی را دوباره مطرح می کند و تلاش می کند تا واپسین لحظات زندگی بدان پاسخ دهد: « یک علم العلوم یقین آور که مابقی علوم بر اساس آن بنا شوند چگونه ممکن است؟» روش هوسرل برای دریافت حقیقت روش پدیدار شناسی است. پدیدارشناسی هوسرل رشته ای است که بنا است بر طبق یک روش دقیق پی گرفته شود. این روش فروکاستهایی، هم پدیدارشناسانه و هم آیدتیک، بکار می گیرد.. حقیقت اساساً «عین» نیست که مطلق یا نسبی باشد، حقیقت گونه ای حرکت است که مصدر آن، اگو یا من است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Husserl and the truth problem

نویسندگان [English]

  • ali hoseini
  • fariba didevari
university yasuj
چکیده [English]

The truth problem has its origin in the history of human think. The attempt of the human being think to identify and achieve to the reality (truth) in the traditional philosophy of west lead to or entrance to substance (essence).traditional philosophy of west, always had been seeking to find or achieve to substance or real substance. Husserl has been effected by Descartes, KantandBrentano more than anybody else. According to the opinions of Husserl, Descartes is only philosopher who with his doubts method could introduced the unique sphere(realm) which by the way is due to philosophy and consist its real foundation. Most fundamental thing or point that Husserl has derived from Descartes is that stabilizing science based on evidence or self –evidence that in intuition experience appears as subject for object and subject. Kant has been realized that Recognition of nomen is impossible and contended that we canonly get knowledge about Phenomenon and recognize it. Husserl Was also heir of Kant philosophy.as like Kant,He waslooking for find characteristics and effects of subject on object. Husserl again raised this Descartes question and tried that to answer in his last moment of his life.the question is that how a curtaining master science can be possible to create so that other science could be based on that? The Husserl method to achieve the reality(truth) is Phenomenology. The Phenomenology of Husserl is a field (major) that is going to continue or to follow based a research method. The truth (reality) is not basically object so that to be absolute or relative, but is kind of move that its source(origin) is ego or self.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Indeed
  • Descartes
  • Kant
  • Brentano
  • Husserl's phenomenology
  • reduced
  • biological world